• تاریخ: ۱۳۹۷-۰۱-۱۹
  • شناسه خبر: 411

ظهراب مددی: نگاهی به استاد خسروی ، نگاهی به «فرهنگ بختیاری»

صدای مسجدسلیمان // ظهراب مددی:خبر کوتاه بود و ناراحت کننده : « استاد عبدالعلی خسروی درگذشتند». با این که می‌دانستیم استاد مدت‌هاست به دلیل کهولت سن و بیماری زمینگیر شده‌اند و حتی دیگر نای گفتگوی تلفنی را هم ندارند و همسر ...

صدای مسجدسلیمان // ظهراب مددی:خبر کوتاه بود و ناراحت کننده : « استاد عبدالعلی خسروی درگذشتند». با این که می‌دانستیم استاد مدت‌هاست به دلیل کهولت سن و بیماری زمینگیر شده‌اند و حتی دیگر نای گفتگوی تلفنی را هم ندارند و همسرشان پاسخ ما را می‌دادند. دوست داشتیم بماند و بنویسد و بسراید و بخوانیم.این خبر مرا به سالهایی برد که نوشتن درباره ی بختیاری و به زبان بختیاری همچون امروز نبود. نخستین نوشته‌ای که به زبان بختیاری به دستم رسید و خواندم کتاب شعر« گلبهار» سال ۱۳۴۸ ایشان بود که در نوجوانی و دوران دانش‌آموزیم رخ داد.چندسالی بود که با اطلاعات اندکم و تنها به خاطر علاقه‌ام به دنبال گردآوری فرهنگ عامه و واژگان بختیاری بودم. این‌کتاب با چه شوقی خواندمش و اشتیاق مرا به دانستن درباره ی بختیاری به ویژه زبان بختیاری دوچندان کرد.همین « گلبهار » باعث شد که در دوران دانشجویی و هنگام نوشتن پایان نامه‌ام با نام «فرهنگ عامه ی بختیاری» که بخشی از آن درباره ی زبان بختیاری و واژگانش بود نامه ای به ایشان بنویسم و چند پرسش بکنم که در پاسخ، دو غزل بسیار زیبا با خط خوشی برایم فرستادند. این‌ها نخستین آشنایی نگارشی من با ایشان بود تا این که درسال ۶۸ ۱۳کتاب « فرهنگ بختیاری» ایشان به بازار نشر آمد و چه استقبالی که از آن نشد چرا که با انتشار این کتاب بعد از مدت‌ها سکوت نگارشی بختیاری‌ها را شکسته شد و ما را به اینجا رساند که افراد با دانش بسیاری در همه‌ی زمینه های بختیاری کار کنند و بر تعداد کتابهایمان مدام افزوده تر شود با این که می‌توان ادعا کرد هنوز در آغاز راهیم نه حتی میانه ی آن.بختیاری همچون زمین بسیاری وسیعی است که تنها توانسته‌ایم بخش کوچکی از آن را دانه بپاشیم و شخم بزنیم و نشسته باشیم به تماشا و به امید سرسبزیش.
باری،این کتاب هر چه بود تأثیر مثبتی بر بختیاری‌ها نهاد و شوق نوشتن را در بسیاری به وجود آورد و به‌راستی می توان گفت در این زمان هرچه هستیم از «فرهنگ بختیاری» ایشان داریم و این را هم می‌دانم انتقادهایی بر آن وارد است.
شادروان درمهرماه سال ۱۳۰۷ در ایذه در خانواده ای از طایفه ی میرکاد بابادی باب به دنیا آمدند که به همین خاطر بعدها برای خود تخلص «قائد بختیاری» را برگزیدند.در کودکی پدر را از دست دادند. مادرش از اهالی شهرک یا همین شهرکیان چهارمحال و بختیاری بودند.ایشان تحصیل را از مکتبخانه شروع کردند و پس از سپری‌کردن دوران سربازی در سال ۱۳۳۰ به استخدام راه‌آهن درآمدند که مدتی بعد یعنی در سال ۱۳۴۵به وزارت فرهنگ و هنر منتقل شدند و مسئول کتابخانه‌های استان خوزستان شدند.در سال ۱۳۶۰ بازنشسته می‌شوند و پس از مدتی به اصفهان نقل مکان می‌کنند و در « ملک شهر» این شهرساکن می شوند.
من هم از زمانی که به اصفهان نقل مکان کردم افتخار همنشینی با ایشان را به ویژه درنشستهای «انجمن ادبی داراب افسر بختیاری» را داشتم و گهگاه می‌گفت که در زندگی دو آرزو دارم یکی این که در خاکسپاریم بختیاری های زیادی بیایند تا مراسم یک نه یک خاکسپاری بل یک« همایش بختیاری» باشد و دیگر در جایی که خاص نام آوران بخیتاری باشد به خاک سپرده شوم تا آرام گیرم که متأسفانه هیچکدام از این دو خواسته آن طوری که می خواست محقق نشدند.
شادروان خسروی در مدت زندگی پربار خود کتابهایی نوشتند که در راه گردآوری مطالب آن ها از جمله تاریخ، فرهنگ مردم و …با مشکلات فراوانی روبه رو شد و رنجها و بی‌مهری‌هایی دید چرا که پراکندگی مناطق و گاهی نداشتن راه برای دسترسی به همه ی بختیاری رنج سفر را چندبرابر می‌کرد و هنوز هم می‌کند و دیگر این که نبود آثار مکتوب که می‌بایست از سینه ی مردم با هزار شیوه مطالب را بیرون کشید و یادداشت کرد که گاهی مطالبی می‌آمد که همین یکی از عوامل آن بی بهرگی مردم از سواد که همه چیز را در سینه حفظ می کردند و در این راه خودآگاه یا ناخودآگاه گاهی هم از سوی گویندگان دستکاری هم می شدند که باعث خشنودی یکی و دلخوری دیگری و باعث دلخوری برخی می‌شد ولی مسئولیت را به پای شادروان خسروی می نوشتند و ایشان به عنوان گردآورنده آن ها را می پذیرفت .خود ایشان نوشته هایش را بی نقص نمی دانستند و همیشه می گفت که پذیرای نقد منصفانه هستم و باور داشت که پیش داوری ها و تندرویها برخی را به زیان ما می دانست.
سفارش ایشان به ما به ویژه جوانان بختیاری چنین بود: به عنوان یک همتبار و پدری پیر از آنان می‌خواهم که سرزمین اهورایی و اجدادی بختیاری را فراموش نکنند. تاریخ ، هویت و فرهنگ خود را از یاد نبرند و اتحاد و «گوگری» خویش را حفظ نمایند.اگر ما ایلیاتی‌ها روزگار اسب و تفنگ و جنگ را پشت سر نهاده ایم اینک باید با قدرت اندیشه و قلم پای در عرصه ی روزگار بگذاریم.
باری ، شادروان خسروی در زمینه های گوناگونی قلم زده اند ولی من بیشتر از همه ایشان را شاعر و ترانه سر

ا می‌دانم و امیدوارم که اهل شعر به یادش بنویسند.از آنجایی که رشته ی کاری من زبان است و شادروان خسروی هم در چند جلد از کتاب هایش به این مهّم که بیشتر واژه هاست و مقداری دستور زبان بختیاری پرداخته اند و به نظر می رسد به طور کامل کار ایشان نیست و از دیگران یاری جسته اند با این حال به عنوان سپاس از ایشان و دیگرانی که یاریش داده اند به چند نکته اشاره خواهم کرد:

این کتاب ها، ده فصل دارد که فصل نهم آن « واژه نامه بختیاری» نام دارد.پیش از آن که به واژه بپردازد مقدمه ای آورده اند در باره برخی نکات زبانی و دستوری بختیاری که بررسی آن را به وقتی دیگر وا می‌گذارم.
پیش از پرداختن به این بخش باید بیاورم که ویژگی های این کتاب چه حسن چه نقص فرقی با دیگر کتب بعد از خود ندارد و انگار پیشرفتی در کار نداشته‌ایم و این را هم بیفزایم که آوانگاری این کتاب بسیار درست‌تر از برخی از کتاب های بعد از خود است و من می‌دانم که این کار از خود استاد خسروی نیست و کاش ایشان نام کسی که این بخش را فراهم کرده اند حداقل برای سپاس از زحماتشان می‌آوردند.شتابزدگی و عدم توجه به جزئیات بخصوص در ارائه ی معنی، از ویژگی های منفی این بخش است:
اعلام:
در این بخش واژه ها ، اسامی مکان ها و طوایف بسیاری آمده است که می‌تواند بختیاری ها و حتی دیگران را با آن‌ها آشنا کند و این نکته یکی از نقاط مثبت این کتاب است به شرطی که انتظار یک واژه نامه را از ایشان و کتابش را نداشته‌باشیم. در بیشتر کتاب‌هایی که در زمینه ی واژه به چاپ رسیده اند متاسفانه اسم‌های خاص را چون شادروان دهخدا همراه با واژه ها آورده‌اند که می بایست مانند شادروان معین در بخشی جداگانه بیاورند و چنان در این کار افراط کرده‌اند کههمه ی مدخل های صفحه ی ۳۰۵ اعلام اند.در برخی موارد هم دیده شده است که به اشتباه تیره ای را طایفه و بابی را طایفه آورده اند. دیگر این که با تأسف دیده شده است که ساختار اجتماعی بختیاری را نادرست نوشته اند مثلاً طایفه ی منجزی بهداروند باب را « آسترکی » معرفی کرده اند یا در معرفی تیره ی عالیوند اشاره ای به طایفه ی مُلمُلی نکرده‌اند.شگفت این جاست که خود جناب خسروی از بابادی های میرقائد هستند و بالطبع باید بابادی باب را بهتر از هرکس بشناسد ولی چنین نیست و طایفه‌ی «پبدنی» را « بدبینی » نوشته اند. «بدبینی » را در چند کتاب دیگر هم دیده ام:

۳۸۷عالی جمالیâlijamâli طایفه ای است [ در زیر نویس آمده است : بختیاروند آسترکی هفت لنگ]
۳۸۸عبدلاخونabdolâxunعبدالله خان طایفه بدبینی بابادی[ بدبینی یا پبدنی؟]
۳۹۱علی اکبروند aliakbarvand علی اکبروند[ زیرنویس آمده است ازطایفه لبخورده منجری (منجزی) آسترکی]

آوانگاری :
برخی اصرار دارند به دلایلی در ثبت واژه های بختیاری از آوانگاری یا بهتر بگویم واج نگاری بهره گیرند ولی عدم آَشنایی با این شیوه بر اشکال کار افزوده است .این کتاب هم چنین کرده است .همان طور که پیش از این آورده ام نسبت به کتاب های پس از خود از آوانگاری نسبتاً درستی برخوردار است ولی باز اشکالاتی دارد که به برخی از آن‌ها اشاره می شود:
۲۹۸آسهâsehآهسته [?âse]
۳۰۳ اندیandy وگرنه [anday]
۲۹۸ âsideh آسوده [?âside]
۲۹۸ اسیوâsiyoa آسیاب [?âsiyaw]
۴۱۵ کیونوkivenuکدبانو [keyvenu]

تکرار: واژه هایی را دو بار آورده اند که گاهی کمی با هم از لحاظ انشای معنی اختلاف دارند:

۳۲۳پس برکpasbarak پس برک کسی که همدست دزد است و از عقب هوای او را دارد.
۳۲۳پس برگpasbarak کسیکه عقب دزد برای حفاظت جان او می ایستد.

ثبت : گاهی در نوشتار واژه بختیاری روش درست را در پیش نگرفته اند:

۳۳۰تمنا tamanâ احوالپرسی[ دس تمنا درست است]
۳۳۰تماسا tamâs مثل اینکه تو نگو اینطوراست[ تومناسا گوییم]
۳۵۵دک دکdak dak لرز ،لرزان[ دک دکو]

جمع واژه ها:
دراین کتاب واژه هایی که جمع بسته شده اند و باید در زیر صورت مفردشان بیایند به عنوان یک مدخل و سرواژه آمده‌اند:

۳۳۲تیلtiyalچشمان[ باید در زیر تی ti یاtē بیاید]
۳۴۸خرگلxargal خرها[ هرگل هم می گویند)

جمله:
جای جمله که می‌تواند به عنوان شاهد باشند در زیر یکی از واژه‌های موجود در جمله خواهد بود:
۲۹۹ ادوس کردadaves kerd ادبش کرد
۳۰۱ اجلس ویدajales vey اجلس فرا رسید

فارسی: واژه هایی که در فارسی کاربرد دارند هم آورده اند:

۳۱۲ بزبیاری bozbiyâri بدبیاری
۳۵۳ دربونdarbun دربان

عدم تنظیم الفبایی: در همه ی صفحه ها بی نظمی در ترتیب الفبایی واژه ها می بینیم:
۳۰۳انگنا،اندشت،انگل،انتر،انکر و منکر،اندوئید،اندی،اندکا و….

فعل : جای فعل در زیر مصدر آن است اگر چنین باشد باید همه ساخت های فعلی را آورد نه تعدادی اندک و آن هم تنها ساخت سوم شخص مفرد را :

۳۱۳ بست best انداخت
۳۲۷ ترکستterekest ترکید
۴۱۴ کیکنیدkiknid جیغ زد

معنی: بیشترین و مهمترین اشکالی که در این کتاب هست مربوط به معنی واژه هاست که به بر

خی اشاره می کنم و معنی درست را در میان قلاب آورده ام:

۳۴۴ چیرستčirest پالوده شد[ چکه کرد، چکید]
۳۰۳انگشتangešt آتش[ زغال سرخ وآتشین]
۳۰۳انگلangal وابسته به دیگری ، سوراخ چهار دست و پای مشک آبی.[ معنی دوم از واژه ی انگله ?angeleهست نه انگل)
۳۰۶ اوسین ao sin دعای چشم درد[awsinافسون است نه دعای چشم درد)
۴۲۹ لولمیlulomi آرزو دارم[ما می گوییم: « لولم ای » یا «لول ز خوم ای» یعنی وای بر من]

نوشتار: در نوشتار واژه ها هم خطاهایی دارد:

۳۰۱اتقاتateqât اعتقاد[ اهتقات?ehteât درست است]
۳۶۹زمین لرزهzemi larze زمین لرزه[زمین جمشت zomin-jomešt()گوییم]
۳۸۲شورکšork شکر[ شرگšorg درست است]
۳۲۱ پکوچونیpa-kučoni پس کجائی[ باید «په کوچونی؟» باشد]
۴۵۱وازهvaze برفک دهان بچه[ وزه درست است]

شادروان خسروی، در کتاب دوم به نام « تاریخ و فرهنگ بختیاری » هم حدود ۵۸ صفحه به واژه اختصاص داده اند که برخی تکراری هستند باز همان ایرادات جلد نخست یعنی فرهنگ بختیاری را می توانیم ببینیم و باز تکرار کنم که اینها به هیچ وجه از ارزش کار ایشان نمی کاهد.
در پایان یادآورم شوم که قصد نقد و بررسی این کتاب را نداشتم استاد عبدالعلی خسروی(قائد بختیاری) اما حیفم آمد سپاس خود را از ایشان در جایی از ثبت نکنم ؛ ایشان هرگز ادعای واژه نگاری را نداشته و ندارند پس کار ایشان نباید در کنار آن‌هایی که ادعای چنین کاری را دارند گذاشت و مقایسه کرد.
روانشان شاد باد



این مطلب را به اشتراک بگذارید:




لینک کوتاه :



دسترسی آسان به این پست :

اسکن کنید:  ظهراب مددی: نگاهی به استاد خسروی  ،  نگاهی به «فرهنگ بختیاری»


نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست